سلامتي و شادابي  افراد جامعه بزرگترين پشتوانه يک کشور را براي پيشرفت هاي اجتماعي و شکوفايي اقتصاد تشکيل مي دهد و هر گونه سرمايه گذاري مادي يا آموزشي در اين زمينه را بايد نوعي سرمايه گذاري بنيادي تلقي کرد امروزه با استفاده از علم جديد در پزشکي ميزان مرگ و مير ناشي از امراض را کاهش داده است ولي هنوز نتواسته است بطور کامل بر کنترل بيماريهاي مختلف فائق آيد آينده ي انسانها روشن است  ،چنانچه بهسازي محيطي انجام دهند و تاريک است چنانچه با عوامل بيماريزاي محيط مبارزه نکنند چرا که انسان موجودي است مرکب از جسم و روح که سلامتي ويا بيماري هر يک در ديگري موثر است و انسان سالم انساني است که از هر دو جهت سلامتي داشته باشد و اين ميسر نيست مگر در سايه ي رعايت نظم و سالم سازي و بهداشت محيط زيست و بهداشت تمام همتش صرف جلوگيري از سرايت امراض و مبارزه با انواع ميروبهاست چنانچه در تعريف بهداشت مي گويند :بهداشت يعني جلوگيري از بيماري ها ،بيماري هاي واگير و مسري که ممکن است به سرعت ميان مردم انتشار يافته محله يا شهر و يا کشور را فرا گيرد .
بيماري سالک : بيماري بومي و رايج اين شهر بيماري سالک يا ليشمانيوز مي باشد که کانون اين بيماري از 10 کيلومتري شرق مورچه خورت شروع و تمام منطقه ي برخوار تا گاو خوني را در بر مي گيرد مساحت اين منطقه با طول 150 و عرض 6 تا 10 کيلومتري مي باشد و ساليانه 9 تا 10 هزار زخم جديد ديده شده  است علت اصلي پيدايش اين بيماري هنوز مشخص نشده است ولي مخزن و عامل انتقال آن مشخص شده است .بي شک عوامل جغرافيايي مانند :آب و هوا ،جنس خاک ،(ساختار زمين شناسي ) و طول و عرض جغرافيايي از عوامل تعيين کننده مي باشد به نظر مي رسد يکي از عوامل اصلي تاثير گذار بر مخزن و عامل انتقال اين بيماري وجود درياچه اي بوده که در دوران هاي قبل در اين بخش وجود داشته و احتمالا در اين درياچه جانداراني بودند که بقاياي پوسيده آنها هنوز هم تاثير گذار بر روي رستني ها ،مخزن و عامل انتقال اين بيماري مي باشد و شايد هم پشه هاي عامل انتقال از بقاياي پشه هايي باشند که در مردابهاي درياچه ي مذکور مي زيستند اين که عامل اصلي را ساختار زمين شناسي مي دانيم به اين دليل است که پشه هاي خاکي در اکثر مناطق جغرافيايي ديده مي شود ولي اثري از اين بيماري نيست از طرفي اين بيماري در کشور هاي سوريه ،عراق ،ايران و افغانستان وجود دارد که تقريبا در يک طول جغرافيايي قرار دارند .
بنابرين چنان نتيجه مي شود که عوامل تعيين کننده ي اين بيماري همانا عوامل جغرافيايي مي باشد که اين عامل جغرافيايي هنوز اثبات نشده است ولي اين بيماري موشها بخصوص موش صحرايي از خانواده ژربليده بوده و با نام رومبوميس اپيموس ناميده مي شود و عامل انتقال آن پشه خاکي به نام «قليوتوم پاپاسي »که در نوع شهري مخزن اصلي انگل سگ بوده و عامل انتقال همان پشه ي خاکي از انواع پشه هاي خاکي ديگر است .
مبارزه با پشه خاکي سم پاشي در کانونها و محدوده اماکن مي باشد که حداقل 70 درصد اماکن سم پاشي گردد در غير اين صورت اثري ندارد و با توجه به از بين رفتن و تجزيه شدن سموم در مجاوردت نور آفتاب و کم شدن اثر آن توصيه مي شود عمل سم پاشي در چند نوبت تکرار شود و براي مبارزه با موش صحرايي توصيه مي شود راههاي زير را به کار بريد :
1- گذاشتن تله 2- طعمه ي مسموم 3- سم پاشي داخل لانه ها 4- استفاده  از دود اگزوز 5- مبارزه بيولوژي (استفاده از باکتري هاي بيماري زا مانند :سالمويناها 6- تغيير ژن موشها